08/03/2016
در پس اندیشه هایت فرمانروایی بزرگ ایستاده است !
متصور شدن جامعه بدون وجودت را در هیچ اندیشه ای نمیتوان امکان بخشید .
جامعه ای سراسر از پوچی و لودگی و بی معنایی و زندگی در عصر غار نشینی را میتوان تا به حال دستاورد آدمی حساب کرد ، وقتی وجودت را به فراموشی می سپاردن .
ولی اما این تفکر غیر ممکن بود، تفکری که به حذف تو بی اندیشد و وجودت را ناقص ترین و پر تشنج ترین چالش آدمی به شمار بیاورند.
چه بر سر جامعه می آمد ، اگر مفهوم زن همان مفهوم کهن و بی ارزش باقی می ماند و معترضی برای دادخواهی حق خویش ، جامعه ای را به خود جلب نمی کرد؟ آیا میتوان تمام دستاورد آدمی و پیشرفت انسانی را متأثر از وجود تو نپنداشت . مگر ممکن بود بدون تو انسان به فضا برود حتی اگر راه تکثر بشری شکلی دیگری می داشت ؟ نه هیچ چیز ممکن نبود اگر تو وجود نداشتی ، میتوان به وضوح شاهکار آفریننده را در وجودت دید . بدون تو جامعه ناقص خواهد بود و پیرامونش به هیچ انگاری ختم می شد و هیچ دستاوردی برای بشریت به ارمغان نمیامد، هیچ تلاشی برای بقا صورت نمی گرفت و هیچ امیدی سرنوشت بشر را تعیین نمیکرد ، هیچ جنگی در نمی گرفت و هیچ صلحی در میان نمی آمد .
واقعا فلسفه انسانی چقدر محدود و زشت می شد اگر تو نبودی . اگر نبودی آیا کسی به عبادت خدایی می پرداخت ؟ اگر نبودی آیا میشد مفهوم انسان را کشف کرد ؟ بدون تو هیچ چیز معنا نداشت و انسان در همان عصر منزوی غار می شد و من هم در باره ارزش تو نمی نوشتم و در همان غار به شکار و سیر کردن شکمم فکر میکردم ...
تو به تمام مفاهیم معنا بخشیدی و انسان را به فراتر از آنچه که متصور می شد رساندی ، اما تا به حال کسی مفهوم وجود تو را آنطور که باید درک نکرده است .
وجودت خجسته باد ، روزت خجسته باد ...